مدتها بود تهران رو اينقدر قشنگ نديده بودم. بعد از باروني كه در روزهاي گذشته اومد هوا اينقدر تميز شده كه ميتوني به راحتي دماوند رو ببيني. آخ اگه بدونيد چه لذتي داره ديدن اين منظره... تو اين روزا لااقل ميتوني صبح كه از خونه راه ميافتي بري سر كار و زندگيت يه نفس عميق بكشي و كلي هواي تميز بدي توي اين ريههاي غبار گرفتهات و بذاري برا يه روزم كه شده اين حس خوب زندگي رو تجربه كنه. بايد فرصت رو غنيمت شمرد. بعضي وقتا ميشينم و به زمين و زمان و تكنولوژي و همه اين جور چيزا فحش ميدم كه لذت قشنگ زندگي كردن رو از ما گرفتن. كاريش نميشه كرد. جبر زمانهست فقط بايد فرصتها رو از دست نداد شايد ديگه فرصت اينكه دماوند رو اينطوري ببينيم پيش نياد. شايد... 1